Once میبینیم و هی ذوق که یه یادداشت نوشت و چسبوند روی کاور فیلم و داد دستم و هی یادم افتاد به زمستونی که پوسترشو چسبوندم به دیوار اتاق و هر چی گشتم دنبال یکی از بچه ها که فیلمو ازش بگیرم نشد تا حالا که
اون پیداش کرد دوباره..
چقدر شبیه ماست ولی آخرش نه..حتی وقتی پیانو خرید هم من یاد اون شبی افتادم که رفتیم جلوی اون مغازهه وایسادیم و ازون میز صبحونه که مهم میشه حرف زدیم..بعد خیال کردیم که یه پیانو میخریم و پشتش مینویسی به مانو!
موهام هی دارن بلند میشن..هی بیشتر پیچ میخورن توو هم..
چارلی حالا یه عضو جدیده و من صدای اس ام اس مو دوست دارم..نوشتنم نمیاد و دلم میخواد هی وراجی کنم...
چارلی همون کوله ی رنگی و جدیدالتاسیسه که از اتاق قرمز بیرون اومده و این چن روز تعطیلی به هرکس رسیده گفته :Hi everybody!
گلاره بیدار شو..من میترسم..آره..خسته بودی..دلت خوااااب میخواست ولی بسه..من خیلی وقته دارم میلرزم توو شبایی مه نیستی..بیدار شو...............................بعضی وقتا شارل آزناوو که گوش میدم دلم میخواد بغلت کنم..به خاطر همه شبایی که چشمام سرخ بود و با یه لیوان آب خنک میومدی توو اتاق ..
بیدار شو...................................................