Tuesday, June 24, 2008
Me & my love
نابینای توام نزدیک تر بیا
فقط به خط بریل می توانم که
تو را بخوانم
نزدیک تر بیا
معنی زندگی را بدانم


Jack
Saturday, June 14, 2008
شب های روشن


ــ فکر می کنی با اومدنم سر قرار, خودم رو سبک کردم؟
اگه منظورت از سبکی , پایین اومدنه, نه.چون عشق سبک شدن و بالا رفتنه..+
CD دو رو ببینیم ..
هي خيس از خنده هاي دور از آدمي, مي خنديم





مي ترسم, مضطربم


و با آنكه مي ترسم و مضطربم


باز با تو تا آخر دنيا هستم


مي آيم كنار گفتگويي ساده


تمام روياهايت را بيدار ميكنم


و آهسته زير لب مي گويم


برايت آب آورده ام, تشنه نيستي؟






مضطربم.. *




Labels:

Thursday, June 12, 2008
انگار آینه یی تا بینهایت پیش رو ست..
یک وقتی فکر میکردم لبهام را که ببخشم همه ی تنم را بخشیده م..
حالا همه ی تنم را که نگاه میکنم انگار هیچ فرقی با لبهام ندارند..
* هیچ منظور خاصی پشت این پست نیست
Monday, June 9, 2008
*Preterit absolu..


تعجب که میکنم خودم را تکثیر میکنم.چه چیزی در تعجب من اتفاق میافتد جز اینکه یکبار دیگر به خودم نگاه کنم, نه اینکه از نگاه به خود دچار تعجب شوم, بلکه در تعجب است که دچار نگاهی میشوم که به خود میکنم, من در نگاه به خود دو برابر میشوم, و هر روز در برابر خود هزار برابر میشوم.

*یدالله رویایی

Labels:

Saturday, June 7, 2008
Don't fucking... don't fucking go near that case
Once میبینیم و هی ذوق که یه یادداشت نوشت و چسبوند روی کاور فیلم و داد دستم و هی یادم افتاد به زمستونی که پوسترشو چسبوندم به دیوار اتاق و هر چی گشتم دنبال یکی از بچه ها که فیلمو ازش بگیرم نشد تا حالا که اون پیداش کرد دوباره..
چقدر شبیه ماست ولی آخرش نه..حتی وقتی پیانو خرید هم من یاد اون شبی افتادم که رفتیم جلوی اون مغازهه وایسادیم و ازون میز صبحونه که مهم میشه حرف زدیم..بعد خیال کردیم که یه پیانو میخریم و پشتش مینویسی به مانو!
موهام هی دارن بلند میشن..هی بیشتر پیچ میخورن توو هم..
چارلی حالا یه عضو جدیده و من صدای اس ام اس مو دوست دارم..نوشتنم نمیاد و دلم میخواد هی وراجی کنم...
چارلی همون کوله ی رنگی و جدیدالتاسیسه که از اتاق قرمز بیرون اومده و این چن روز تعطیلی به هرکس رسیده گفته :Hi everybody!
گلاره بیدار شو..من میترسم..آره..خسته بودی..دلت خوااااب میخواست ولی بسه..من خیلی وقته دارم میلرزم توو شبایی مه نیستی..بیدار شو...............................بعضی وقتا شارل آزناوو که گوش میدم دلم میخواد بغلت کنم..به خاطر همه شبایی که چشمام سرخ بود و با یه لیوان آب خنک میومدی توو اتاق ..
بیدار شو...................................................