شايد من از گرتا گاربو ياد دورترين سالهايی که می شود به ياد آورد بيافتم که از قضا محتمل ترين اتفاق هم هست. اما فقط يکی حتی در برخورد با اشيا هم از لوندی اش کم نمیکند که تنها همان مارلنه ديتريش است او در فرشته ی آبی تنها فرشته ی زمينی است که از آن بالا مدت هاست که زمين را انتخاب کرده . رولان بارت در مدح يا تماشای اسطوره های اکنونی تنها از گاربو ياد می کند اما ديتريش با آن صدای خفه که از قعر بالا می آمد سکوت گنگ سالهای گاربو را شکست . بعدها وارهول مرلين مونرو را در سه اثر اپيزوديک به نشانه ی سالهای مدرنيته تبديل کرد اما همه ديتريش را از ياد بردند . کسی که هر روز برای دخترش پدرهای نويی در آستين داشت