Monday, April 13, 2009
همینجوری
شايد من از گرتا گاربو ياد دورترين سالهايی که می شود به ياد آورد بيافتم که از قضا محتمل ترين اتفاق هم هست. اما فقط يکی حتی در برخورد با اشيا هم از لوندی اش کم نمیکند که تنها همان مارلنه ديتريش است او در فرشته ی آبی تنها فرشته ی زمينی است که از آن بالا مدت هاست که زمين را انتخاب کرده . رولان بارت در مدح يا تماشای اسطوره های اکنونی تنها از گاربو ياد می کند اما ديتريش با آن صدای خفه که از قعر بالا می آمد سکوت گنگ سالهای گاربو را شکست . بعدها وارهول مرلين مونرو را در سه اثر اپيزوديک به نشانه ی سالهای مدرنيته تبديل کرد اما همه ديتريش را از ياد بردند . کسی که هر روز برای دخترش پدرهای نويی در آستين داشت
فقط یک نفر می داند که من عاشق ماه و زنبق و گوشواره ام..

حالا اطراف ماه سکه ریخته ام.کسی برنمیدارد..