دلیل ندارد پاک کنم. پاک نمیکنم میگذارم همه چیز جلوی چشمم تاب بخورد ، بعد از سرگیجه و تهوع همه چیز را میگذارم به حال خودش بلکه آرامتر پاره شوند.
اینجایم و اگر دوباره پشت این میز نشسته م به خاطر خودم نیست، به خاطر همان لخته های خون بود که تکه تکه افتادند.
شما آرامتر برانید. شما که آرام برانید من کمتر آب توی دل م تکان میخورد.