دلم ميخواد خونه رو عوض كنيم.تو اتاق من به جز حموم , توالت هم باشه كه مجبور نباشم شبا واسه مسواك زدن بيام بيرون از اتاق.
خونه رو عوض كنيم بريم تو اون كوچهيي كه روبروي آرايشگاهست.هروقت سيبيلام بزنن بيرون ميدواَم ميرم اونجا. خودم كه عرضه و هنرشُ ندارم بند بندازم خودمُ.با اپيليدي و هر وسيله و مادهي ديگهيي هم جوش ميزنم.پس همون كوچههه از بقيه جاها بهتره.
اونطرف خيابونش هم آژانس و ميوهفروشي و سوپرماركت بزرگ و خوشحال هست.لباس فروشي هم دو تا خيابون بالاترش هست.
مي گم ديگه ميز كامپيوترم رو واسه عيد ميدم بره.به جاش يه كاناپهي راحت و نرم ميخرم ميذارم تو اتاق.كلي هم خرت و پرت ليست كردم كه بخرم. الكي. نميتونم بخرمشون.
يه روز اسمس دادم كه بعد از فيلم بريم خريد.گفت بريم.بعدش از خودم بدم اومد گفتم نميخواد. نميريم.گفت آدم از همينت ميترسه.گفتم به تخمم. بترس.نگران ترسيدن بقيه هم باشم؟
رفتم يزدگل كلي ظرف رنگي خريدم.كاسه و بشقاب و ابكش و ظرفدردار از همه رنگ.يعني الان 3تا ابكش تو سه تا سايز هست.بيخودي.ارزون بود.منم خريدم.كلشون 20تومن نشد.همه چي بايد اينجوري باشه.رنگي باشن و ارزون.شاش تو اين روحيهي رنگي.چار روز دووم نمياره.
ديشب واسه بار نميدونم چندم ليلا ديدم.همون جاهايي رو كه دوست داشتم.همهش داشتم فيلمُ رد ميكردم.چندجاي بهخصوص نگهداشتم و باز رد كردم.
طرحي تيشرت سرچ كردم.حيوون و ليريكِ خوب.ليريك خوب چي هست اصن؟
واسه رها سگ خريدن.كانال ورد.فشن داشت بچهها رو نشون ميداد. موهاي دختراش بيشترشون حالتدار يا فر بود.تمام مدت داشتم ميكوبيدم با كتاب رو پام كه واااااااي اينو ببين اونو بببين.زهره زنگ زد گفت داره ميره چشمش رو عمل كنه.واقعن به من چه؟ خبر تغيير كردن ملت به من چه؟ عمل چشم دماغ باسن , اكستنشن موهاشون و كوچيك بزرگ كردن سينههاشون.
فريم عينكم قهوهييه, دنبال همينم ولي قرمز يا سبز. پيدا نميشه.مال روزبه سبز بود ولي گفت مغازهيي كه ازش خريده نداره ديگه.تموم كرده.شاش تو شانس. واجآراييِ شين.شينم ميزنه و چم.رايا ميگفت شايد لوس ميگي.بعد اونشب كه رفتيم شام بيرون , آخرش گفت دقت كردم.لوس نميگي. واقعن ميزنه.تو دلم گفتم بابا حوصلهيي داري تو.به چي دقت ميكني.بعد اصن چه فايده؟ واقعن چه فايده با يه دختر 18ساله .ها؟
نه دلم ميخواد ببينم نه بشنوم چيز تازهيي.همينا كه هست كافيه.مينا هم كه عنبازيش رو داره ميكنه تو چشمم.امشب رسمن دلم ميخواست زنگ بزنم بهش فحش بدم بگم بابا يه شماره حسابت رو ميخواي اسمس كني چته؟
از بقيه هم خبري نيس.حاج آقا هم نيست بخنديم با هم. بگم اينهمه ما به تخم دنيا نبوديم يهكم دنيا به تخم ما نباشه وتهش عقم بگيره از حجم كليشه و گند تو حرفام.
هميشه پستاي طولاني رو تو سايت دانشگا مينوشتم.نميدونم چرا.وقت داشتم.پول تلفن و نت؟. نميدونم.
ديشب هم داييم گفت چته و پريد بهم اصن حس نداشتم به حرفاش.فقط خندهم ميگرفت.خنده هم حسه ديگه.بعد هي مزخرف تايپ ميكردم واسش.عصباني شد خدافظي كرد رفت.
از صب دل درد داشتم.سرچ كردم راههاي كاهش دردِ دل.توصيه كرده بود چايي نبات بخورم يا گلگاوزبون.
هوله داغ گذاشتم رو شكمم و شياف ديكلوفناك , بهتر شدم.دل دردِ بيخودي.خودش هم نه خيلي بيخودي خوب شد.زنگ زدم به "ب" .خندوندم.قرار شد سيام ببينمش اگه بودم.اگه نه ,تو اسفند..
همهي كانالاي خوب و غيرخوب موزيك تخمي واسه ولنتاين پخش ميكنن.تهوع گرفتم كه انقد لاو و ليو و استِي ويد مي شنيدم و لبگرفتن و بغل كردناي مسخره و زير بارون روبرو هم خوندن ديدم.
الان هم خوابم نمياد.فردا بايد بيدار بشم برم باشگاه.باشگاه.چه زشته كلمهش.هر چي ميگمش حس نداره.انگار خاليه.سالن ورزشي بهتره.
ميرم اونجا.خوابم نمياد.دلم ميخواد برم اون ژاكت قرمز نازكه رو بخرم.نيستش. فروختش تا الان.
به درك.ميرم سالن بعدش ميرم توپ ميخرم. توپم ديگه پوسيده.الان تو موقعيت توپ بهتر است يا ژاكتم.فرقي نميكنه.جفتش يكيه واسم.
اهنگي كه سمانه فرستاده بود دانلودش تموم شد.انقد دور ناخنم رو جوييدم زخم شده.خون افتاده.كونش رو ندارم چسب زخم بردارم از تو كشو.فردا صب ميرم يه چيزي ميخرم بزنم به اينا كه اينجوري پوسته نشن كه بِكنمشون.
همسايه طبقه پايين هم امروز بچهشون به دنيا اومد.پسره بدبختانه.مامانم گفت خوشگل بوده.بچهي زشت هم مگه داريم آخه.نداريم.