یا بیرون از پاییز باد بود,نقشی از پیرهن بود كه در باد پاییز با صاحبش گم شد
اون شب لاله گفت آدما تنهان..از بقیه انتظار دارن یه جوری پرش کنن..جبرانش کنن.وقتی اینجوری نمیشه آدما بیرحم میشن..بیرحمی ینی وقتی نمی خوای یا نمی تونی یه نفر دیگه رو تنها نذاری..گفت این تعریف غلطه ولی برداشت بیشتر ادما اینجوریه..
نمیدونم چی شد..یاد یه چیزی افتدم..یاد همه روزایی که توو مدرس تا هدفونا رو میذاشتم توو گوشم گوگوش بود که میگفت
.. تو نه بیرونی /نه درونی
نمی تونم تو رو هم صدا بدونم/تو یه روز سبزی یه روز زرد
یه روز همدردی یه روز دردددددد
و چقدر همه چی درد داشت..دیروز هم باز تو تاکسی همینو گوش دادم..
مثل وقتایی که از خواهره میخوام اگر شده واسه یه صبح تا شب بیاد پیشم و نمی تونه..
مثل صبحایی که نمی خوام گرما رو از دست بدم..
مثل وقتایی که نمی دونم برم یا برگردم؟
میگه وبلاگ نوشتن شده شبیه استم*نا..وقتی داره وبلاگ دختره رو میخونه..
بعدش که رسیدم اسکان و
مریم رو دیدم فکر کردم همه چیز انقدر خوب مونده که میتونیم باز همدیگرو ببینیم..
میز پشتی رو نشون میدم و میگم اولین بار مجیدو اینجا دیدم و دوباره شروع میکنیم..مثل همون وقتا..
حرف میزنم..حرف میزنم..آخر سرش میگه فکر نمیکردم از پس رابطه ت بربیای..
نمیدونم چشمامو دید یا نه که خیره شدن به دیوار کافه و دلم می خواست بزنم زیر گریه..
نمی تونستم اون همه سرخوشی نسترن رو بفهمم..خط و نشوناش..دلم خواست همونجور بشینم و NaCm رو ازون زاویه ببینم..
واسه همینم زود پاشدم رفتم..
یعنی رم هنوز میتونه منو حال بیاره؟
Hoz میگفت مثل سگ کشی..مژده شمسایی چک جمع میکرد /تو نمره میگیری ..
آخر سر گفت: تلاشت قابل تقدیر بود..خندیدم..نمیدونم چشمامو دید؟
من همه این روزا رو می خوام .."م" میگه مثل بچه ها که دنیاشون میشه یه اسباب بازیو وقتی از دستش میدن باورشون نمیشه..و زار میزنن..میگه واکنش ماها اینجوریه توو رابطه وقتی از دستش دادیم..
باید برم درس بخونم..زیاد..نمیدونم چرا امروز صبح که رسیدیم سر کوچه و خواست خداحافظی کنه دلم می خواست بترکه..به خاطر اون حرفش بود یعنی؟
+ همون عکسی که با شال سبز به جای اسکرین گذاشته باعث شد دیروز توو دونات بیشتر از هر وقت دیگه یی خودمو جمع کنم و فقط به این فکر کنم که اومدم دوستامو ببینم..یه جورایی دلم خواست دوباره چشمم بهش بیفته..یعنی همیشه اون عکسه اونجاس؟!